TRUTH

دست‌ها

– بیا بریم راه بریم

چی بود؟ خواب. درست یادم نیست

بغلش کردم. تابش دادم و گذاشتمش زمین و

دستشو گرفتم

یه مسافرت

یه گردش کوچیک

اونجا جوونه میزنه.

و حالا قلبم فشرده میشه

از چنگ زدن به دست‌ها

استاندارد
TRUTH

چه مرگمه؟

شک دارم

-خفه شو

?what the f’s wrong with u

~ ادوارد : *من بهت میگم که … و تو فک میکنی که عجیب غریبی؟

اگه بزرگ بشه و …

این چیزا من رو احمق میکنه.

یکی مث خودم (متاسفانه)

فایت کلاب : انگاز که تقلب اون تقلب منو خنثی میکرد*

(تصاویر فیلم دلشکسته)

استاندارد
TRUTH

قصه

می بینمش که بزرگ میشه.

من یه کارگر یا کارمند عادی نیستم. تقریبا یا احتمالا پول خوبی درمیارم. (داری رو پولت تکیه میکنی؟) در کل زندگیم خیلی سخت نخواهد بود. (باش تا ببینیم)

توی بغلم میگیرمش. این خیلی کار آرومیه . خیلی

باز به هم ریختی {قاطی کردی چیزا رو}

یه زندگی پرشر و شور یا آروم

آروم رو ترجیح میدم

بدون ونگ ونگ

(واقعن؟)

نه-

خوب بعد؟

این خودش خوشبختیه

(مث اینکه باد بوزه؟)

چقد آرومه

چقد بچه است

(همیشه خوب نمیمونه)

-غمگینم نکن

*سیاران : بابا فقط برا… که نمیخای. میخاد زندگی کنی

*اشکان : بهش میگی پاشو برو دو تا چایی بیار. میگه نمیشه حالا نیارم؟

من همشو خواستم

*یاسر : تو لازم نیست غذا درست کنی. تو فقط خوشگل کن~

حتی فکرش هم مسخره است. نیست؟

میخنده و همزمان یه ادای لوس درمیاره

کسی بهش گفته؟

بین دخترا یاد گرفته؟

*شما قدتون چقده؟~

-یک و هشتاد و چار

چقد مسخره

استاندارد
TRUTH
تصویر
TRUTH
تصویر
TRUTH

هنرمند ناشناخته

یک هنرمند ناشناخته تو را صورت کرده
هنرمندی ناشناخته پایت را به دنیا باز کرده
هنرمندانی ناشناخته به تو بازی‌کردن آموخته‌اند
هنرمند ناشناخته‌ای تو را از میوه خاک پرورده
هنرمند ناشناخته‌ای برایت سرود خواب‌های خوش پریان را خوانده
هنرمند ناشناخته‌ای تو را با دست‌ها آشنا کرده
هنرمند ناشناخته‌ای گور برایت ساخته
کمی به این نغمه‌ها گوش سپار
این هنرمندان را نمی‌توان شناخت ،
تنها باید ستود
هنرمندانی که زندگی می‌آفرینند .

استاندارد